شهید مجید وفایی: نسبت به مسائل انقلاب و اسلام بی تفاوت نباشیم


به گزارش خبرگزاری فارس از قم، شهید مجید وفایی در ۲۷ شهریور ۱۳۴۷ در خانواده ای مذهبی در روستای تاج خاتون از توابع قم دیده به جهان گشود. این خانواده بزرگوار پس از مدتی به قم مهاجرت کردند. پس از سالها تلاش و مطالعه در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران پذیرفته شد.

شهید وفایی به همراه بسیاری از کاروان های سپاه حضرت محمد (ص) در عملیات کربلای ۴ شرکت کرد و در سوم دی ماه سال ۶۵ بر اثر اصابت خمپاره به شهادت رسید. در ادامه وصیت نامه این شهید والامقام را می خوانید.

به نام خدا و برای خدا و به یاد خدا.

به نام سخاوتمند و مهربان با مؤمنان، و به نام ظالم و قدرتمند بر مشرکان، و به نام جان بخش و حیات بخش و به نام کسى که جان مى دهد و جان مى دهد و به نام کسى که لشکر اسلام را در آن یارى مى کند بر ضد لشکر کفر و نفاق است.

خدایا خودت می دانی که از وقتی خودم را شناختم بزرگترین آرزویم شهادت در راه تو بود. این بود که جانم را می دادم و بال هایم را به روی تو باز می کردم، و اکنون بسیار خوشحالم که این برد بزرگ نصیب من شده است. این مجید بزرگوار و فرزند مؤمن اکبر، در موارد زیر وصیت خود را ذکر می کنم.

حدود ۱۰ روز از روزه واجب ماه مبارک رمضان بر من تمام شده است و امیدوارم یکی از برادرانم یا پدر و مادرم آن را بر من ادا کند. احتیاطاً حدود یک ماه برام دعا کنید. من حدود چند هزار تومان پول دارم که مقدار آن را خودت می دانی باید اول خمس آن را بپردازی و بعد هر طور که می خواهی خرج کنی.

من چند لباس دارم که برادرم می تواند از آن استفاده کند و بقیه را به هرکسی که نیاز دارد بدهد. من یک بادگیر دارم که البته مال بیت المال است اما پول آن را به جبهه داده ام اما باز هم باید آن را به جبهه تحویل دهید.

توصیه هایی به پدر و مادر، برادر و خواهر، آشنایان و اقوام دارم. مادر و پدر عزیزم عزیزانی که برای تربیت من زحمات زیادی کشیدند، از شهادتم ناراحت نباشید، بلکه افتخار کنید و بپذیرید که امانتی از جانب خداوند متعال بودم.

انشاالله حلالم کن چون واقعا نتونستم زحماتت رو تو زندگیم جبران کنم ولی انشالله در آخرت شفاعتت کنم به اذن خدا.

پدر و مادر عزیزم در مصائب و مشکلات و مصیبت ها صبور باشید و شب های جمعه برای من قرآن بخوانید.
برادران عزیزم، انشاءالله بدی های من را نادیده بگیرید و مرا حلال کنید و عمر خود را در راه خدمت به اسلام و مسلمین بگذرانید و هر گاه جبهه ها نیاز به نیرو داشت با جان و دل اسلحه به دست بگیرید و به یاری اسلام بشتابید.

خواهرانم، وصیت من به شما این است که زینب وار زندگی کنید و فرزندانتان را طوری تربیت کنید که در آینده نزدیک یاور اسلام و قرآن باشند.

دوستان و آشنایان و نزدیکانم، به خدا سوگند، به خدا، دنیا، به خدا سوگند، دنیا بسیار بی ارزش و زندگی انسان بسیار زودگذر است. پس به سوی خدای خود برویم و کار خود را به خاطر او انجام دهیم و به فرایض دینی و عبادات خود بیشتر توجه کنیم و در این گذر سریع، کوله باری برای آخرت خود برداریم.

در بستر نمیریم که علی اکبر حسین (ع) در میدان جنگ به شهادت رسید. ما نباید نسبت به مسائل انقلاب و اسلام بی تفاوت باشیم و تا جایی که می توانیم عمر خود را صرف خدمت به اسلام و مسلمین کنیم و امام عزیز را در این راه که ما را به سعادت و رستگاری و سعادت می رساند تنها نگذاریم. و به گفته های او عمل کن بیایید پوشش دهیم

در آخر از همه دوستان و آشنایان و نزدیکان طلب مغفرت می کنم و از این حقیر هر بلایی که دیده اند ببخشند. زیرا خداوند حق خدا را می بخشد و حق الناس را نمی بخشد.

آخرین وصیت من به همه امت شهیدپرور این است که امام عزیز را تنها نگذارند و جبهه های جنگ را تقویت کنند.

ساعت ۱۱ روز جمعه ۸ دسامبر ۲۰۱۵

انتهای پیام/ ۷۸۰۳۲




این مقاله را برای صفحه اول پیشنهاد دهید