انواع فیلم «به وقت ایران» برای دهمین جایزه ادبی «یوسف»


به گزارش خبرنگار سنت را انتخاب کنید و انتخاب کنید آثار هنری حفاظت، «به وقت ایران»; عنوان داستان مختصر توسط لیلا غلامی را انتخاب کنید و انتخاب کنید نوول نوشته شده است را انتخاب کنید و انتخاب کنید هیئت داوران در نهمین فاصله جایزه ادبی داستان مختصر «یوسف» آنها را شناخته شده به عنوان بهتر از داستان انواع کردند.

در یکپارچه می توانید این داستان را بیاموزید.

به وقت ایران
همراه خود وجود این آفتاب کم، من می خواهم قادر نیستم کشتی را پیدا کنم. شخص جوانی آفتاب لامپ موبایلش را {به سمت} فرد مبتلا می تابد. علاوه بر این عالی انبر را انتخاب کنید و انتخاب کنید عالی سوزن را انتخاب کنید و انتخاب کنید عالی قیچی کودک نوک تیز خدا را شکر وسایل زیادی پیش رویم نیست. خونریزی از حداکثر است را انتخاب کنید و انتخاب کنید باید قطعش کنم.

فرد مبتلا لرزید را انتخاب کنید و انتخاب کنید تمام اعصابم به هم ریخت. من می خواهم در اوج شخص جوانی کدام ممکن است انگشت فرد مبتلا را گرفته است فریاد می زنم. شخص خاص مقابل من می خواهم عدنان است. مثل گچ سفید شده بود را انتخاب کنید و انتخاب کنید نزدیک بود بیفتد.
چهره فرد مبتلا برایم آشناست. مخصوصاً همراه خود آن لکه سیاه غول پیکر را انتخاب کنید و انتخاب کنید کج وسط وسط ابروی چپش. به نظر می رسد مانند است کیسه ای است کدام ممکن است به حداقل یک بند وصل شده است.

ساعت شب عملیات را به یاد دارم. کمانداران اجتناب کرده اند هر گوشه ویلا در جستجوی قربانیان بودند. {در این} انبوه را انتخاب کنید و انتخاب کنید فشار راهم را گم کرده بودم. جرات حرکت نداشتم. همراه خود شنل سفیدم در تاریکی را انتخاب کنید و انتخاب کنید روشنایی آسمان را انتخاب کنید و انتخاب کنید شومینه توپخانه به خوانایی دیده می شدم را انتخاب کنید و انتخاب کنید هر جا می رفتم سیگنال می رفتم. جایگزین را غنیمت شمردم را انتخاب کنید و انتخاب کنید عبا را اجتناب کرده اند تنم در آوردم.

موجود در کیفم تعدادی از باند، بنزین تازه، بخیه، چاقوی جراحی را انتخاب کنید و انتخاب کنید انبردست داشتم کدام ممکن است هر بار پاک می کردم. نیروی توپ را انتخاب کنید و انتخاب کنید خمپاره ۲ طرف آنقدر بیش از حد بود کدام ممکن است گاهی در نظر گرفته شده می کردم روز است را انتخاب کنید و انتخاب کنید خورشید در وسط آسمان است. اجتناب کرده اند پرستار جوان جلوی من می خواهم خبری نبود. تعدادی از ساعت پیش آن را روی عالی مجروح گذاشتم را انتخاب کنید و انتخاب کنید اجتناب کرده اند آن نقطه تولید دیگری او را ندیدم.

انگشت جوان لرزید را انتخاب کنید و انتخاب کنید چراغ روشن شد. اجتناب کرده اند فرد مبتلا به خوبی استقبال تبدیل می شود. رگ را در برآمدگی زیر استخوان پیدا می کنم. چشمانم به دستان محکم را انتخاب کنید و انتخاب کنید مکر عدنان است. چقدر در دنیا پر اجتناب کرده اند تکرار است. به نظر می رسد مانند است برخی اجتناب کرده اند موارد صدها تکرار می شوند به همان اندازه نحوه برخورد بیشتر همراه خود آنها را یاد بگیرید. تنها پس اجتناب کرده اند مطالعه وارد مرحله بعدی اقامت می شویم. حالا اعداد را همراه خود هم تکرار می کنیم.

صدای گلوله را انتخاب کنید و انتخاب کنید ترکش را انتخاب کنید و انتخاب کنید خمپاره من می خواهم را رها نمی شود. خاطرات من می خواهم اجتناب کرده اند روزی کدام ممکن است آمدم را انتخاب کنید و انتخاب کنید پا به این بزرگراه گذاشتم مدام در جاری اصلاح است. آنها در ضمیر بیهوش من می خواهم فیلمبرداری شدند. خاطرات، مدام را انتخاب کنید و انتخاب کنید نامطلوب در ذهنم منتشر شده می شوند.

جوان مریض اجتناب کرده اند اعماق وجودش آهی کشید به همان اندازه درد استخوان هایم را حس تنبل. غیر بالقوه بحث بیهوشی را انتخاب کنید و انتخاب کنید بیهوشی نیست. دیر حرکت می کردم. همرزمانش گفتند کدام ممکن است او بمب گذار انتحاری را متوقف کرد را انتخاب کنید و انتخاب کنید در گذشته اجتناب کرده اند اینکه وارد گروه شود همراه خود او حاوی شد. او بمب افکن را به موجود در خروجی ها هل می دهد را انتخاب کنید و انتخاب کنید موج انفجاری را پرتاب می تنبل. من می خواهم در نظر گرفته شده می کنم به همان اندازه روزی کدام ممکن است او خشمگین است عالی معجزه باقی {می ماند}. فرد مبتلا عرق می تنبل را انتخاب کنید و انتخاب کنید زرد تبدیل می شود. نبضش را می گیرم. من می خواهم در نظر گرفته شده می کنم او خواهد شد آن را اداره تنبل. همراه خود صدای بلند فریاد بزن هر بار تمدید شده تر را انتخاب کنید و انتخاب کنید تمدید شده تر.

عدنان هم حالش خوشایند نیست. عرق اجتناب کرده اند ابرو اش می چکد. روز اولی کدام ممکن است عدنان را دیدم، ساعت شب اجتناب کرده اند وسط پیکان پوست آمدم. من می خواهم هیچ سلاحی نداشتم جز چاقوی جراحی کدام ممکن است آن روز در کیفم بود. می دانستم کدام ممکن است به سمت گلوله، بمب را انتخاب کنید و انتخاب کنید ترکش کار نمی شود، با این حال این تنها سلاحی بود کدام ممکن است می توانستم {به درستی} اجتناب کرده اند آن استفاده کنم. عالی پیرمرد مجروح را همراه خود خودم کشیده بودم. جان هیچ جسمی نداشت. من می خواهم او را رها کردم را انتخاب کنید و انتخاب کنید در تاریکی زیر پا گذاشتم. اگرچه او از لاغر بود، با این حال حمل او سخت بود. به سختی می توانستم بنشینم را انتخاب کنید و انتخاب کنید سینه ام را اجتناب کرده اند او بلند کنم. من می خواهم آن را به بهتر از تعیین کنید بالقوه مدیریت کردم. نوری اجتناب کرده اند بهشت ​​نبود. به همان اندازه آنجا کدام ممکن است توجه کار می کرد سیاه بود را انتخاب کنید و انتخاب کنید یکی آفتاب انفجاری بود کدام ممکن است به ابعاد ی عالی پلک پر اجتناب کرده اند زباله بود کدام ممکن است در یک واحد قدمی پایین روی پایین نشسته بود.

تعدادی از روزه نخوابیدم کلاس ها همراه خود تمام توان به وسط کارزار رسیدند. ساعت شب عملیات به نظر می رسد کدام ممکن است لو گذشت بودیم. من می خواهم در نظر گرفته شده می کنم عبارت “Undo!” چندین بار. شنیدم. با این حال نمی دانستم پایین بزرگراه کجاست را انتخاب کنید و انتخاب کنید به مکان می روم.

خودم را انتخاب کنید و انتخاب کنید پیرمرد را در سوراخی انداختم را انتخاب کنید و انتخاب کنید چشمانم را بستم. وقتی چشمانم را باز کردم، آسمان انصافاً آسان بود. ما در یک واحد تونل بودیم. صورت پیرمرد همراه خود من می خواهم مثل گچ سفید بود. آثار خون روی بدنش مشهود بود. سرم را اجتناب کرده اند تونل پوست آوردم. اطرافم را اجساد احاطه کرده بودند. من می خواهم بوی آفتاب سوختگی را انتخاب کنید و انتخاب کنید خون جدید می دهم. پیرمرد بیهوش بود را انتخاب کنید و انتخاب کنید لباسش باز بود. محکم بستمش {به آرامی} سرم را اجتناب کرده اند تونل پوست آوردم. عالی افسر عراقی را انتخاب کنید و انتخاب کنید تعدادی از سرباز اجساد را اجتناب کرده اند موجود در تونل پوست کشیدند. سرم را زیرین انداختم. صدای سرگرم کننده تعدادی از به همان اندازه شنید. من می خواهم به خوبی می دانستم کدام ممکن است صدای گرفتن آزاد است.

پیرمرد آغاز کرد به نفس عمیق کشیدن. اگر افسر عراقی سرگرم کننده اش را خفه می کرد حتما می شنیدید. شال را در اطراف گردنم بستم را انتخاب کنید و انتخاب کنید زیر اوج پیرمرد گذاشتم. نبضش را ابعاد بدست آوردم، آرام آرام می زد. او به حداقل یک تجهیزات اکسیژن خواستن داشت. انعطاف پذیر شدم به همان اندازه کمکش کنم به سختی نفس بکشد به همان اندازه افسر عراقی مثل نفسش خرخر نکند. با این حال بی اثر بود.

صدای خس خس پوست اجتناب کرده اند چادر هلال احمر حواسم را پرت می تنبل. همراه خود اینکه خیلی ماهر نیستم با این حال همراه خود همین بخیه های آسان ای کدام ممکن است می زنم سعی می کنم جلوی خونریزی را بگیرم. فرد مبتلا را حداقل به همان اندازه روزی کدام ممکن است بالقوه است به بیمارستان بفرستید. انگشت عدنان می لرزید. مثل روزی کدام ممکن است می خواست به پیرمرد شلیک تنبل. فارسی را همراه خود لهجه با این حال خوشایند صحبت می تنبل.

عرضه بیش از حد! سریعتر – فوری!
دستم را به زور بالا آوردم. دستانم اجتناب کرده اند تورم سینه پیرمرد حلقه شده بود.
– پزشکی؟
سرم را به سیگنال تایید تکان دادم.
– همراه خود من می خواهم در موجود است.
به پیرمرد ظاهر شد کردم. فینال نفست را کشیدی
– شخص. خون بیش از حد است. سریعتر – فوری!
اسلحه اش را {به سمت} پیرمرد سیگنال سر خورد. من می خواهم به عدنان توجهی نکردم را انتخاب کنید و انتخاب کنید آغاز به تکل علائم حیاتی او کردم. ضربان قلب او کندتر اجتناب کرده اند در گذشته می زند – انگشت ها بالا! او درگذشت.
این جمله را همراه خود عصبانیت ذکر شد.
تمام شوک دنیا در من می خواهم مخلوط شد را انتخاب کنید و انتخاب کنید گفتم: نبرد است، با این حال ما هم مثل ممکن است مسلمانیم. خواه یا نه می فهمی؟ ما هم مسلمانیم».
صدایم بلند بود. هم ترس را انتخاب کنید و انتخاب کنید هم شادی ها.
عدنان مدام گم شدن است. ترس را در چهره اش می دیدم. صدای سرگرم کننده افسر عراقی را انتخاب کنید و انتخاب کنید سربازانش به گوش نمی رسید. به سختی بعد صدای گرفتن در کنار همراه خود آهی بلند مرا روی صندلی میخکوب کرد. عالی اشتراک رایگان تولید دیگری
به لباس های روی معده پیرمرد ظاهر شد کردم. تولید دیگری خونریزی نداشت. اشک در گوشه عالی چشمش حلقه زد را انتخاب کنید و انتخاب کنید لبخندی بی جان روی لب های نازکش نشست. ابرو اش را بوسیدم. چشمانش را بست را انتخاب کنید و انتخاب کنید شال سفیدش را روی صورتش انداخت.

همراه خود کمک عدنان اجتناب کرده اند تونل خارج شدم. انواع اجساد قابل شمارش نیست. ایرانی را انتخاب کنید و انتخاب کنید عراقی بودند. انگار شوک اجتناب کرده اند آسمان باریده بود. باد جدید صورتم را سوزاند. من می خواهم افتادم ورودی را انتخاب کنید و انتخاب کنید عدنان پایین سرم. خودش کیفم را گرفت. شبیه به طور کدام ممکن است آرام راه می رفتم همراه خود کلاشینکف مرا زد. بیش از حد خوردم را انتخاب کنید و انتخاب کنید مجبور شدم پرخطر راه برم. {نمی دانم} چقدر راه رفتیم به همان اندازه وارد باغی شدیم.
– مکان داریم میریم؟

او پاسخ این است من می خواهم را نداد. ایستادم به همان اندازه بتوانم بر خستگی او غلبه کنم را انتخاب کنید و انتخاب کنید خشمگین بمانم. پایین سرم را ظاهر شد کردم. گلنگن اسلحه اش را پوست آورد. نفس عمیقی کشیدم را انتخاب کنید و انتخاب کنید به راهم یکپارچه دادم. موجود در شراب سازی به خرابه ای رسیدیم کدام ممکن است شبیه هاون بود. صدای ناله ضعیفی اجتناب کرده اند داخل شنیدم.
– یکی اونجا صدای ناله می آید.
– میدانم. میدانم.
آنجا بود کدام ممکن است سعدون را دیدم. مردی قد بلند را انتخاب کنید و انتخاب کنید از لاغر اندام همراه خود عالی سیاهچاله غول پیکر در وسط ابرو اش. به دیوار کاهگلی آسیب دیده تکیه داده بود را انتخاب کنید و انتخاب کنید آرام به درخت خرما خیره شده بود. اجتناب کرده اند عدنان پرسیدم: همین جا کجاست؟
– تعدادی از کیلومتر جلوتر اجتناب کرده اند ما بصره است.
من می خواهم در ناخوشایند عراق بودم را انتخاب کنید و انتخاب کنید هیچ امیدی به بلند مدت نداشتم. نمی‌دانستم همراه خود این شخص سخت را انتخاب کنید و انتخاب کنید سیاه‌منافذ و پوست به مکان می‌رسم.
برادرم سعدون. او هنگام ناپایدار مورد اصابت گلوله قرار گرفت. حتی عالی گلوله هم شلیک نشد. نجاتش بده
ران سعدون خون می به اینجا رسید. بلوز سفیدی کدام ممکن است در اطراف دریفت پیچیده شده بود جلوی خونریزی را نمی گرفت. زیر لب نماز می خواند. وقتی عنوان حسین (علیه السلام) را زمزمه کردم، گریه کردم. عالی دوم نمی دانستم کجای دنیا ایستاده ام.
عدنان کیفم را جلوی پایم انداخت. من می خواهم در اکتسابی آن تردید نکردم. کیفم را برداشتم را انتخاب کنید و انتخاب کنید {به سمت} سعدون رفتم. اجازه نمی داد به زخمش انگشت بزنم. به عدنان ظاهر شد کردم. عالی جمله به برادرش به عربی ذکر شد را انتخاب کنید و انتخاب کنید سعدون به انگشت من می خواهم پاسخ این است نداد. زخمش عفونی شد. گلوله نزدیک استخوان بود را انتخاب کنید و انتخاب کنید به همان اندازه انتهای عضله نابود شد بود. باید گلوله را پوست می آوردم.

گرمای موجود در چادر {نفس کشیدن} را برایم دردسرساز می تنبل. یکی اجتناب کرده اند مبتلایان جوان من می خواهم به سختی می لرزد. خوش شانسم کدام ممکن است رگ اجتناب کرده اند زیر فورسپس پوست نمیاد. امتحان کنید چهره مخوف عدنان انداختم. ظاهر شد کردن. من می خواهم لبخند می زنم. پوست چادر صدای آژیر در همه مکان ها را پر کرد. بیمارم دوم ای بیهوش تبدیل می شود را انتخاب کنید و انتخاب کنید همراه خود آهی بلند به هوش می آید.

عالی انفجار ضعیف تمام جهان را لرزاند. سه شخص جوان کدام ممکن است همراه خود کمک عدنان مبتلایان را بردند همراه خود ترس {به یکدیگر} ظاهر شد می کنند.

اگر او را رها کنید، می میرد.
جمله را به بچه ها می گویم. ۲ شخص جوان کدام ممکن است اوج شخص فرد مبتلا را توسط دست گرفته اند اجتناب کرده اند چادر خارج می شوند. عدنان گریه می تنبل را انتخاب کنید و انتخاب کنید اشک اجتناب کرده اند چین را انتخاب کنید و انتخاب کنید چروک زیر چشمانش جاری تبدیل می شود. ذیل لسان الحسین(ع) الحسین(ع) می فرماید. درد خفیفی در پایم بافت می کنم.

من می خواهم اجتناب کرده اند سه روز پرسه زدن تخلیه شدم. اجتناب کرده اند زمانی کدام ممکن است اجتناب کرده اند مرز شلمچه {به سمت} کربلا حرکت کردم، ساده ساعت شب ها آرامش کردم. بودن در بین همه {افرادی که} به عشق امام حسین (علیه السلام) این مد را طی می کنند، خستگی را بی معنا می تنبل. در راه، کوچولوهای شادمان ناله می کردند را انتخاب کنید و انتخاب کنید بقیه آه می کشیدند. من می خواهم دردسرساز روی پاهایم هستم. در ذهنم در جستجوی جمله ای برای خشمگین نگه از گرفتن عدنان را انتخاب کنید و انتخاب کنید پسرها جوان بازمانده هستم. به عدنان می گویم: خداوند بنده حسین را بی پاسخ این است نمی گذارد. “برای او دعا کن.”

لبخند تلخی بر صورت نابود شد عدنان می نشیند را انتخاب کنید و انتخاب کنید پلک هایش را به دعا بالا می آورد. ایرانی الاصل. این را خودش روزی کدام ممکن است تیری اجتناب کرده اند ران سعدون پوست می آوردم به من می خواهم ذکر شد. همراه خود توانایی بعثی ها وارد نبرد شدند. او ذکر شد: «ما نتوانستیم به ایرانی ها شلیک کنیم. برای همین است ناپایدار کردیم.»
با این حال سعدون مجروح شد را انتخاب کنید و انتخاب کنید بازگشت به همان اندازه باندهای او را بیاورد. این دلیل است در کانال آخر پنهان شده را انتخاب کنید و انتخاب کنید ….

شخص جوان بقیه پسری از لاغر اندام ۱۷-۱۸ ساله است کدام ممکن است علیرغم به نظر می رسد باریکش انگشتان محکم دارد. رنگش تیره است با این حال موهایش بلوند است. به من می خواهم لبخند می زند را انتخاب کنید و انتخاب کنید بازوی فرد مبتلا را خواهد گرفت. به دستان چروکیده عدنان ظاهر شد می کنم. پیر شدن چهره بدشانس او را در دستان عدنان آرم داد. حسین (علیه السلام) همچنان حرف می زند را انتخاب کنید و انتخاب کنید اشک می ریزد. عرق اجتناب کرده اند اوج را انتخاب کنید و انتخاب کنید صورت موبور جوان می چکد. مشغول خیاطی هستم عالی افسر همراه خود لباس امنیتی به سلامت وارد چادر تبدیل می شود. عدنان همراه خود چهره ای عصبانی، نگهبان را به زبان عربی اجتناب کرده اند چادر پوست می کشد. فرد مبتلا بیهوش تبدیل می شود. عدنان همراه خود چشمان مضطرب به من می خواهم خیره شد.

درگیر نباش خدایا
جمله را به عدنان می گویم. به بیمارم ظاهر شد می کنم. چرا گفتند او مرد عدنان است؟!
ظاهر شد ترس زده را انتخاب کنید و انتخاب کنید دردناک او شبیه ظاهر شد سعدون است. همراه خود شبیه به لکه سیاه کج روی ابرو اش کدام ممکن است همراه خود هر حرکتی می لرزد.
سعدون… سعدون! کاش خشمگین بود! عدنان ذکر شد کدام ممکن است آرزوی را دارد.
در مدت زمان کوتاهی آغاز به کار کردم به همان اندازه گلوله را اجتناب کرده اند رانم پوست بیاورم. اجتناب کرده اند عدنان خواستم انگشت را انتخاب کنید و انتخاب کنید پایش را بگیرد، با این حال عدنان اجتناب کرده اند من می خواهم ترسید. به انگشت بی سلاحم ردیابی کردم را انتخاب کنید و انتخاب کنید گفتم: من می خواهم دکترم. “من می خواهم قسم خوردم کدام ممکن است نجات دهم، ۹ کشتن.”
عدنان عالی قدم ورودی سر خورد را انتخاب کنید و انتخاب کنید عالی قدم عقب سر خورد را انتخاب کنید و انتخاب کنید تفنگش را {به سمت} من می خواهم سیگنال سر خورد. اجتناب کرده اند سعدون شکاف بدست آوردم. نامطلوب قدم زدن را در پیش بدست آوردم. حتی تعدادی از قدمی نرفته بودم کدام ممکن است به پایم شلیک شد. ایستادم را انتخاب کنید و انتخاب کنید نیاز کردم کدام ممکن است ای کاش به هوش آمده بود.
طولی نکشید کدام ممکن است شومینه خاموش شد. دستان سعدون را به شبیه به کف دستی کدام ممکن است رو به روی او بود، بستیم. عدنان همراه خود عالی انگشت پای خوشایند را انتخاب کنید و انتخاب کنید همراه خود انگشت تولید دیگری پای خوبش را گرفت. مجبور شدم همراه خود فشار پایم پای شکسته اش را مدیریت کنم.
برداشتن گلوله را انتخاب کنید و انتخاب کنید بخیه ۲ ساعت اندازه کشید. زخم را پانسمان کردند را انتخاب کنید و انتخاب کنید اجتناب کرده اند هوش رفتم.
وقتی چشمانم را باز کردم هوا انصافاً تاریک بود را انتخاب کنید و انتخاب کنید صدای شلیک گلوله را انتخاب کنید و انتخاب کنید ترکش را انتخاب کنید و انتخاب کنید خمپاره به گوش نمی رسید. آفتاب شعله های شومینه در یک واحد متری چشمانم را آزار می دهد. گرفتمت سعدون بیهوش کنارم بود. عدنان داشت روی شومینه چیزی کباب می کرد. رفتم سمتش به همان اندازه متوجه شد کدام ممکن است من می خواهم دارم بلند می شوم، اسلحه اش را {به سمت} من می خواهم سیگنال سر خورد. انگشت هایم را بالا آوردم را انتخاب کنید و انتخاب کنید در تعدادی از قدمی خیلی آرام نشستم.
– خرگوش.
– من می خواهم خیلی گرسنه ام.
معده ایرانیان.
هر ۲ خندیدیم. آن ساعت شب دوستی ما آغاز شد. ۲ روز بعد همراه خود کمک عدنان عراق را انصراف کردم را انتخاب کنید و انتخاب کنید به ایران برگشتم. را انتخاب کنید و انتخاب کنید دیشب، سالها بعد، عدنان را سر به سر دیدم، ۹ در نامه. موکب چهارمین موکب در راه است. اگر سعدون به خاطر تهمت به بعثی ها شهید نمی شد، الان همین جا بود. عدنان را همراه خود مرد بیهوشش در چادر هلال احمر رها می کنم، با این حال نفسم اخیر تبدیل می شود.
خورشید در جاری شب است را انتخاب کنید و انتخاب کنید نیروهای امنیتی در همه مکان ها حضور دارند. صدای آژیر آمبولانس تمام دشت را فرا گرفته است. باد خوشایند زائران در کمال استراحت حرکت می کنند. برخی اجتناب کرده اند آنها ساعت شب را انصراف می کنند را انتخاب کنید و انتخاب کنید برخی تولید دیگری به راه شخصی یکپارچه می دهند. شب خورشید در دشت منظره فوق العاده شکوه دارد. به خورشید خیره می شوم کدام ممکن است خیلی بالاتر اجتناب کرده اند در همه زمان ها است. طولی نمی کشد کدام ممکن است عدنان به سمتم می آید را انتخاب کنید و انتخاب کنید کنارم می نشیند. پرسیدم: «به بیمارستان منتقل شده؟»
سرش را به سیگنال تایید تکان می دهد. انگشت پیر را انتخاب کنید و انتخاب کنید محکم عدنان روی شانه ام قرار گرفته است. بغلم می تنبل را انتخاب کنید و انتخاب کنید ابرو ام را می بوسد.
آهسته را انتخاب کنید و انتخاب کنید همراه خود هم به شب نارنجی خورشید خیره می شویم. اجتناب کرده اند او پرسیدم مرد شماست؟
سی سال پیش همه همین در نظر گرفته شده را می کردند.
به او ظاهر شد می کنم. اشک در چشمانش حلقه زده است کدام ممکن است نمی شود سرریز شود. نفس عمیقی کشیدم را انتخاب کنید و انتخاب کنید گفتم: شبیه پدرش است.
اشک روی گونه هایش جاری تبدیل می شود. بلند تبدیل می شود را انتخاب کنید و انتخاب کنید {به سمت} آشپزخانه سیارش {می رود}. همراه خود خشن نوشت: موکب خادم حسین.
باد تن پیر را انتخاب کنید و انتخاب کنید تخلیه او را زیر جاده تیره ای سفید آرم می دهد. یکی اجتناب کرده اند آنها آغاز به دویدن {به سمت} مردی می تنبل کدام ممکن است به نظر می رسد مانند است چیزی را زیر معده شخصی پنهان کرده است. شخص {به سمت} گروه پایین آشپزخانه دوید. عدنان شخصی را به طرف شخص پرتاب می تنبل را انتخاب کنید و انتخاب کنید همراه خود او دعوا می تنبل. در گذشته اجتناب کرده اند اینکه نیروهای امنیتی به آنها نزدیک شوند، انفجار حیرت انگیزی رخ داد کدام ممکن است دشت را روشن کرد.

انتهای پیام/۱۲۱


رژیم اینترنت دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/

دیدگاهتان را بنویسید